راز حس خوشبختی را بدانید! / تلاش و مثبت‌اندیشی

[ad_1]

  • ۲۸ تیر ۱۳۹۶
  • بازدید: ۴۲ بار

پیدا کردن راز خوش‌بختی، یکی از آرزوهای دیرینه بشری است که قدمتش به قرن‌ها قبل می‌رسد. رسیدن به احساس خوش‌بختی، به تلاش مداوم نیاز دارد، نه فقط مثبت‌اندیشی.

سلامتیسم

پیدا کردن راز خوش‌بختی، یکی از آرزوهای دیرینه بشری است که قدمتش به قرن‌ها قبل می‌رسد. با این‌حال، واقعا چه چیزی می‌تواند ما را شاد و خوش‌بخت کند؟

بعضی از افراد فکر می‌کنند که این موضوع به رفتار، افکار و نگرش ما بستگی دارد و مجموعه‌ای از این عوامل می‌توانند احساس شادی و خوش‌بختی را به زندگی ما بازگردانند. ما پس از گفت‌وگو با حدود ۲۰۰ روان‌شناس، به نکات مهمی درباره شادی و خوش‌بختی دست پیدا کرده‌ایم که با شما در میان می‌گذاریم. رسیدن به احساس خوش‌بختی، به تلاش مداوم نیاز دارد، نه فقط مثبت‌اندیشی.

به‌گفته این متخصصان، شما می‌توانید از تمرین‌های روزانه زیر برای دستیابی به احساس شادی و خوش‌بختی در زندگی استفاده کنید:

مدیتیشن و تمرکز ذهن

متخصصان می‌گویند که تربیت کردن ذهن و تمرین مدیتیشن براساس یک برنامه روزانه می‌تواند به شما کمک کند تا تمرکز،‌ هوشیاری و قدرت درک بیشتری پیدا کنید. پرورش مغز با این روش‌ها می‌تواند درک شما را نسبت به کارهای ذهنی افزایش بدهد و حتی به شما کمک کند تا از لحظه حال بیشتر و بهتر لذت ببرید.

اگر تا کنون تمرین‌های مدیتیشن را امتحان نکرده‌اید، می‌توانید با کارهای ساده شروع کنید. برای مثال، هر روز راس یک ساعت مشخص برای چند دقیقه روی یک سطح مسطح و آرام بنشینید، و با حفظ حالت نشستن خودتان، روی تنفس خودتان تمرکز کنید و فقط به لحظه حال فکر کنید. اگر متوجه شدید که افکارتان درحال آشفتگی هستند، تمرکز ذهن خودتان را سریعا به سمت ریتم تنفس خودتان برگردانید.

از شبکه‌های اجتماعی مجازی دوری کنید

غرق شدن در دنیای فیس‌بوک یا اینستاگرام خیلی راحت و سریع اتفاق می‌افتد، و به‌راحتی افراد را به خودش معتاد می‌کند. پرسه‌زنی در این شبکه‌ها، بخش زیادی از زمان روزانه شما را هدر می‌دهد، بدون این‌که هیچ فایده‌ای برای‌تان داشته باشد.

ما ذاتا تمایل داریم به این‌که از موبایل برای فراموش کردن مشکلات‌مان استفاده کنیم، اما زیاده‌روی در این کار و غافل شدن از مشکلات قطعا کار درستی نیست. هرچه بیشتر به وقت خودمان و فعالیت‌های‌مان اهمیت بدهیم، کیفیت زندگی را بیشتر می‌کنیم و از فعالیت‌های بیهوده فاصله می‌گیریم.

راه مقابله با این حواس‌پرتی‌ها و آشفتگی‌ها، در نظر گرفتن وقت مشخص و محدود برای استفاده از موبایل و شبکه‌های اجتماعی مجازی است. باید به خودتان نظم بدهید و فعالیت‌های مهم را برای گذران روز انتخاب کنید، نه فعالیت‌های بی‌هدف و بیهوده.

از بازی الفبا برای توقف منفی‌اندیشی کمک بگیرید

بازی الفبا بسیار ساده است، اما می‌تواند ابزار مناسبی برای متوقف کردن افکار منفی باشد. اگر متوجه شدید که ذهن‌تان درحال کشیده شدن به‌سوی افکار منفی است، سریعا بازی الفبا را شروع کنید. شما در این بازی باید برای هر حرف الفبا، یک اسم مثال بزنید و این کار را تا آخرین حرف الفبا ادامه بدهید. این کار ظاهرا ساده، ذهن شما را از افکار ناسالم و منفی دور می‌کند.

[ad_2]

لینک منبع

زنان، بیشتر اما خفیف‌تر از مردان افسرده می‌شوند!

[ad_1]

زنان، بیشتر اما خفیف‌تر از مردان افسرده می‌شوند!

  • ۲۷ تیر ۱۳۹۶
  • بازدید: ۴۴ بار

مردان بیشتر از افسردگی مداوم رنج می‌برند، درحالی که زنان بیشتر به افسردگی اپیزودیک مبتلا می‌شوند. در مقایسه با زنان، افسردگی در مردان بیشتر با پیامدهای جدی ناشی از افسردگی مانند مصرف مواد مخدر و خودکشی همراه می‌شود.

سلامتیسم

چند سالی هست که محققان می‌دانند شانس مبتلا شدن زنان به افسردگی بیشتر از مردان است و درواقع، دختران در سن ۱۵ سالگی، ۲ برابر بیشتر از پسران با احتمال ابتلا به بیماری‌های روانی مواجه می‌شوند.

با این‌حال، محققان علوم اعصاب دانشگاه کمبریج در مطالعه اخیرشان به این نتیجه رسیده‌اند که زن بودن نه‌تنها شانس ابتلا به افسردگی را افزایش می‌دهد، ‌بلکه نحوه بروز آن را هم در زنان متفاوت می‌کند. گزارشی از این مطالعه در Frontiers in Psychiatry منتشر شده است.

به‌گفته محققان، مرد بودن یا زن بودن می‌تواند بر نحوه آشکار شدن افسردگی و همچنین پیامدهای آن تاثیرگذار باشد. دکتر جی یو چوانگ (سرپرست این مطالعه) می‌گوید: «مردان بیشتر از افسردگی مداوم رنج می‌برند، درحالی که زنان بیشتر به افسردگی اپیزودیک مبتلا می‌شوند. در مقایسه با زنان، افسردگی در مردان بیشتر با پیامدهای جدی ناشی از افسردگی مانند مصرف مواد مخدر و خودکشی همراه می‌شود».

یافته‌های این محققان نشان می‌دهند که ابتلا به افسردگی در اوایل نوجوانی می‌تواند به شیوه‌های متفاوتی بر مغز پسران و دختران تاثیر بگذارد. به همین دلیل، ‌درمان‌های متناسب با جنسیت و استراتژی‌های پیشگیرانه باید در همان اویل دوران نوجوانی شروع شوند. آنان امیدوار هستند که این مداخلات زوهنگام بتوانند مسیر بیماری را قبل از تشدید آن تغییر بدهند و به متخصصان حوزه بهداشت روان توصیه می‌کنند که این تفاوت‌ها را در درمان بیماران جدی بگیرند.

در همین زمینه بخوانید…

[ad_2]

لینک منبع

8 نشانه افراد مبتلا به سندرم وسواس کنترل اوضاع/همه چیز باید سر جایش باشد!

[ad_1]

  • ۲۵ تیر ۱۳۹۶
  • بازدید: ۵۸ بار

افراد مبتلا به سندرم وسواس کنترل اوضاع ترجیح می‌دهند که بعد از چیده شدن ظرف‌های غذا در ماشین ظرف‌شویی توسط همسرشان، خودشان ظرف‌ها را دوباره در جای مناسب قرار بدهند، چون بی‌نظمی واقعا وجودشان را آشفته می‌کند.

سلامتیسم

همه ما با افراد مبتلا به سندرم وسواس کنترل اوضاع (Control Freak Syndrome) آشنایی داریم، اما نام این سندرم را کمتر شنیده‌ایم. حتی شاید خود شما هم یکی از همین افراد باشید! طبق تعریف این اصطلاح، فرد مبتلا به سندرم وسواس کنترل اوضاع، فردی است که احساس می‌کند باید همه موقعیت‌ها را به سمت هدف خاصی هدایت کند و طوری در جزئیات هر کاری دخالت کند که درنهایت نتیجه کار براساس نیازهای خودش شکل بگیرد. براساس گزارش Psychology Today، این افراد «به در کنترل داشتن همه چیز نیاز دارند، چون در غیر این صورت می‌ترسند که همه چیز از کنترل‌شان خارج شود و حتی زندگی‌شان از بین برود».

دوباره به ظرف‌های غذا بعد از دیگران رسیدگی می‌کنید

این افراد حتی ترجیح می‌دهند که بعد از چیده شدن ظرف‌های غذا در ماشین ظرف‌شویی توسط همسرشان، خودشان ظرف‌ها را دوباره در جای مناسب قرار بدهند، چون بی‌نظمی واقعا وجودشان را آشفته می‌کند. وسواس به تعیین جای مشخص برای اشیا، یکی از صفاتی است که در افراد مبتلا به اختلال وسواس اجباری (OCD) هم مشاهده می‌شود. با این‌حال، افرادی که این ویژگی را دارند، لزوما به OCD مبتلا نیستند.

فراتر از توانایی واقعی‌تان، مسئولیت می‌پذیرید

آیا در مواقعی که دیگران به کمک نیاز دارند، شما سریعا داوطلب می‌شوید؟ این داوطلب شدن شما دقیقا به کدام دلیل است؟ تمایل ذاتی به انجام دادن اعمال خیر یا این‌که فکر می‌کنید فقط شما می‌توانید اوضاع را کنترل کنید؟ درواقع، افراد مبتلا به سندرم وسواس کنترل اوضاع، مسئولیت‌های متعدد را فقط ‌براساس یک قاعده مهم می‌پذیرند: من تنها فردی هستم که می‌تواند کارها را به‌درستی انجام بدهد.

وسواس پاکیزگی و نظم دارید

آیا اتاق خواب شما طوری چیده شده است که انگار برای عکس‌برداری آماده‌اش کرده‌اید؟! وسواس کنترل اوضاع و وسواس پاکیزگی و نظم، معمولا در کنار هم قرار می‌گیرند. درواقع،‌ هر دوی این وسواس‌ها،‌ فرد را به کنترل محیط افرادش مجبور می‌کنند. البته گروهی از محققان در سال ۲۰۱۰ میلادی اعلام کردند که این نوع از رفتارها می‌توانند به‌عنوان یکی از تاکتیک‌های بقای بشر در نظر گرفته شوند.

کمال‌گرا هستید

فرد مبتلا به وسواس کمال‌گرایی، خودش و دیگران را مجبور می‌کند به این‌که همواره استانداردهای مشخصی را رعایت کنند، درحالی که رعایت این استانداردها واقعا کار دشواری است. طبق گزارش American Psychological Association، کمال‌گرایی، اختلال اضطرابی و افسردگی، همگی در کنار هم عمل می‌کنند، ‌ولی همه افراد کمال‌گرا لزوما به اختلال اضطرابی یا افسردگی مبتلا نیستند. افراد کمال‌گرا هم به دو نوع اصلی تقسیم می‌شوند: سازگار و ناسازگار. کمال‌گرایان ناسازگار، بسیار بیشتر از عدم رعایت استانداردهای خودشان آزرده می‌شوند.

به مدیریت ذره‌بینی اعتقاد دارید

مدیریت ذره‌بینی (micromanagement)، یکی از راه‌های دیگر برای کنترل اوضاع و نتایج امور است. افرادی که براساس مدیریت ذره‌بینی زندگی می‌کنند، زمان زیادی را برای مسئولیت‌های خودشان صرف می‌کنند و به دیگران اجازه نمی‌دهند که نقشی در انجام امور مربوط به خودشان داشته باشند.

اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی، شما را نابود می‌کنند

افراد مبتلا به سندرم وسواس کنترل اوضاع، همه چیز را براساس برنامه درک می‌کنند و البته همه احتمالات را هم برای موقعیت‌های مختلف در نظر می‌گیرند. با این‌حال، اگر اتفاق خارج از برنامه‌ای برای آنان پیش بیاید، تمام وجودشان به هم می‌ریزد. این درحالی است که متخصصان حوزه سلامت روان همواره هشدار داده‌اند که برنامه‌ریزی بیش از حد اساسا برای زندگی مضر است.

دیگران را مورد قضاوت قرار می‌دهید

از آن‌جایی که افراد مبتلا به سندرم وسواس کنترل اوضاع فکر می‌کنند که فقط خودشان همه کارها را به‌درستی انجام می‌دهند، در درک رفتارهای متفاوت دیگران با مشکل مواجه می‌شوند. درواقع، آنان به‌جای درک همدلانه درباره زندگی دیگران، اصرار دارند که همه را به استانداردهای خودشان نزدیک کنند و در صورت مواجهه با عدم تطابق، دیگران را شدیدا مورد قضاوت قرار می‌دهند. متاسفانه، والدینی که مبتلا به این وسواس هستند، می‌توانند ویژگی‌های خودشان را به فرزندان‌شان نیز انتقال بدهند.

دیگران را مدام سرزنش می‌کنید

اگر دیگران براساس مدل‌های ذهنی شما رفتار نکنند، فکر می‌کنید که آنان قطعا اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اند و باید این موضوع را به اطلاع آنان برسانید. این وسواس به‌راحتی می‌توانند بزرگسالان را آزار بدهد، چه برسد به کودکان. محققان می‌گویند که اگر والدین دارای این ویژگی باشند، فرزندان‌شان کمتر احساس خوش‌بختی می‌کنند و حتی رضایت‌مندی آن‌ها از زندگی هم کاهش می‌یابد.

[ad_2]

لینک منبع